روانشناسی یک رشته فوق العاده گسترده است. شما می توانید یک جنبه کوچک از روانشناسی را در سراسر دانشگاه مطالعه کنید و در تمام دوران حرفه ای خود در آن زمینه روانشناسی تمرین کنید بدون اینکه هیچ وقت تخصص های دیگر را عمیقاً بررسی کنید.
بنابراین، در حالی که رشتههایی مانند روانشناسی اعصاب و روانشناسی بالینی هر دو «روانشناسی» هستند و شباهتهایی با هم دارند، اما رشتههای بسیار بسیار متفاوتی نیز هستند. سوال این است که روش های خاصی که در آن عصب روانشناسی با روانشناسی بالینی متفاوت است چیست؟ این راهنمای دقیق به شما پاسخی برای همین سوال می دهد!
عصب روانشناسی در مقابل روانشناسی بالینی
تفاوت اصلی بین عصب روانشناسی و روانشناسی بالینی تمرکز بر تمرین است. یک عصب روانشناس به خصوص به چگونگی تأثیر مغز بر رفتار علاقه مند است. در این میان یک روانشناس بالینی بیشتر بر روی درمان اختلالات روانی تمرکز می کند.
ما ممکن است این تمایز را به طریق دیگری ترسیم کنیم: جایی که عصبروانشناسان در کار خود ارزشیابی بیشتری دارند، روانشناسان بالینی بیشتر معطوف به درمان هستند . به عنوان مثال، بیایید فرض کنیم شما یک روانشناس عصبی هستید که با یک مراجعه کننده که در یک تصادف رانندگی که منجر به آسیب مغزی تروماتیک شده بود، کار می کند. نقش شما انجام ارزیابی های شناختی برای تعیین اینکه چگونه آسیب مغزی مراجعه کننده بر رفتار آنها تأثیر می گذارد، خواهد بود.
با این حال، به عنوان یک روانشناس بالینی، نقش شما بیشتر در تشخیص و درمان اختلالات رفتاری، عاطفی و روانی ناشی از آسیب مغزی است. بخشی از انجام این کار ممکن است شامل مشاوره با یک روانشناس عصبی برای درک بهتر ارتباط بین آسیب مراجعه کننده و رفتار او باشد.
به عبارت دیگر، در حالی که روانشناسان اعصاب و روانشناسان بالینی خدمات متفاوتی ارائه می دهند، این بدان معنا نیست که آنها مستقل از یکدیگر کار می کنند. درمان مراجعان مبتلا به اختلالات روانی اغلب یک رویکرد تیمی است و می تواند بسیاری از متخصصان دیگر، از جمله متخصصان روانشناسی، مددکاران اجتماعی، فیزیوتراپیست ها و کاردرمانگران، و پزشکان را درگیر کند.
حوزه تمرکز تنها یک تفاوت گسترده بین این زمینه های روانشناسی است. همانطور که در زیر مورد بحث قرار گرفت، سایر تمایزات مهم باعث می شود که عصب روانشناسی و روانشناسی بالینی مشاغل منحصر به فردی داشته باشند.
تفاوت در وظایف شغلی
عصبشناسان و روانشناسان بالینی از روشهای متفاوتی برای درمان مراجعان خود استفاده میکنند. به عنوان مثال، اگر پزشک اطفال نگران ADHD در یک کودک باشد، او را به یک روانشناس عصبی ارجاع میدهد تا مهارتهای عملکرد اجرایی او را ارزیابی کند. این ارزیابی میتواند شامل غربالگری عملکرد اجرایی و انجام کارهای شبیه به بازی برای آزمایش این مهارتها باشد. اگر کودک در غربالگری عملکرد اجرایی ضعیف عمل کند، گام بعدی ممکن است همکاری با متخصصان دیگر برای تعیین برنامه درمانی باشد. در مورد ADHD، این میتواند شامل تجویز دارو توسط پزشک اطفال و ارجاع کودک به روانشناس بالینی برای درمان باشد.
روانشناس بالینی بیشتر بر درمان تمرکز دارد و ممکن است جلسات آموزشی روانی را پیشنهاد کند تا خانوادهها درک بهتری از ADHD پیدا کنند. بخشی از این روشها شامل کمک به مراجع برای پذیرش اختلال و کاهش احساس شرم است. درمان شناختی-رفتاری (CBT) نیز یکی از روشهای مؤثر برای درمان ADHD است که بر تغییر احساسات و افکار منفی متمرکز است. روانشناسان بالینی با کودکان کار میکنند تا آنها را از تأثیر ADHD بر افکار و احساساتشان آگاه کنند و به آنها مهارتهای مورد نیاز برای ارزیابی و تغییر افکار غیرمنطقی بیاموزند.
به طور کلی، عصبشناسان بیشتر با ارزیابی شخصیت کودک کار میکنند، در حالی که روانشناسان بالینی بهطور معمول با کودک و والدین در زمینه درمان همکاری میکنند. تفاوتها همچنین در حوزههای کار آنها نیز وجود دارد؛ عصبشناسان بر ارزیابی و تحقیق تمرکز دارند، در حالی که روانشناسان بالینی در تشخیص اختلالات، برنامهریزی درمان و ارائه روشهای مختلف درمانی نقش دارند.
تفاوت در محیط کار
عصبروانشناسان عموماً در دو محیط اصلی کار میکنند: بیمارستانها و مراکز تحقیقاتی. در بیمارستانها و سایر مراکز پزشکی، آنها به ارائه خدمات به بیماران مبتلا به اختلالات عصبی مشغول هستند و با متخصصان پزشکی و سایر ارائهدهندگان سلامت روان به عنوان بخشی از تیم درمانی همکاری میکنند.
بسیاری از عصبروانشناسان نیز در محیطهای تحقیقاتی فعالیت دارند. مهارتهای آنها در کشف ارتباط میان مغز و رفتار در آزمایشگاههای تحقیقاتی رفتاری، آزمایشگاههای دارویی و دانشگاهها بسیار ارزشمند است. بعضی از عصبروانشناسان ممکن است حرفهای در دانشگاهها دنبال کنند و در مقطع کارشناسی ارشد تدریس نمایند یا به عنوان مشاور برای آژانسهای دولتی در طراحی سیاستهای بهداشت روان کار کنند.
در مقابل، روانشناسان بالینی دارای طیف گستردهتری از محیطهای کاری هستند. یکی از گزینههای محبوب آنها کار در مطبهای خصوصی است که در آنها کنترل کاملی بر مشتریان، ساعات کار و انواع اختلالات درمانی خواهند داشت.
بسیاری از روانشناسان بالینی نیز در مراکز بهداشت روان، مانند کلینیکهای سلامت روان سرپایی و سازمانهای جامعه کار میکنند. در این مراکز، آنها بیشتر وقت خود را به ارائه مراقبتهای بالینی مستقیم به مراجعان در درمانهای فردی، زوجی یا گروهی اختصاص میدهند.
علاوه بر این، روانشناسان بالینی میتوانند در محیطهای آکادمیک به عنوان استاد، در بیمارستانها به عنوان بخشی از تیمهای درمان بیماران روانپزشکی یا در نقشهای مشاوره با سازمانهای دولتی و خصوصی کار کنند و در برخی موارد نیز در محیطهای تحقیقاتی فعالیت داشته باشند.
تفاوت در آموزش
عصبروانشناسان و روانشناسان بالینی هر دو نیاز به مدرک دکترا دارند، اما نوع این مدرک متفاوت است. برای تبدیل شدن به یک عصبروانشناس، باید دکترای خود را در روانشناسی با تمرکز بر عصبروانشناسی تکمیل کنید. این دوره شامل کار درسی، تحقیق، پایاننامه و کارآموزی است که بر ارتباط میان مغز و رفتار تمرکز دارد. به طور کلی، برای تکمیل الزامات تحصیلی عصبروانشناسی نیازی به حدود ۱۲ سال زمان است که شامل چهار سال برای مدرک کارشناسی، سه سال برای مدرک کارشناسی ارشد و پنج سال برای دوره دکتری میشود.
از سوی دیگر، برای تبدیل شدن به یک روانشناس بالینی، باید یک دکترا یا PsyD در روانشناسی بگذرانید. این برنامهها بیشتر بر نظریهها و تکنیکهای روانشناختی و کسب تجربه در محیطهای بالینی تمرکز دارند و شامل دورههای آموزشی، کارآموزی و تحقیق میشوند. مدت زمان لازم برای اتمام دوره دکتری به عنوان روانشناس بالینی حدود ۱۰ تا ۱۲ سال است که شامل چهار سال برای مدرک کارشناسی، سه سال برای مدرک کارشناسی ارشد و سه تا پنج سال برای تکمیل دکترا میباشد.
عصب روانشناسی یا روانشناسی بالینی کدام بهتر است؟
روانشناسان اعصاب و روانشناسان بالینی هر دو خدمات مهمی را ارائه می دهند که می تواند به طور قابل توجهی عملکرد روزانه مشتریان خود را بهبود بخشد. یکی لزوما بهتر از دیگری نیست. در عوض، وضعیت تعیین می کند که آیا باید از یک روانشناس عصبی کمک بگیرید یا یک روانشناس بالینی.
اگر شما یا یکی از عزیزانتان نگرانی هایی در مورد سلامت شناختی خود دارید و نیاز به ارزیابی تشخیصی دارید، یک روانشناس عصبی بهترین گزینه است. تخصص آنها در رفتار مبتنی بر مغز، ارزیابیهای شناختی و ارزیابیها میتواند برای تعیین اینکه چه مسائل شناختی رخ میدهند – در صورت وجود – کلیدی باشد.
با این حال، اگر با سلامت عاطفی یا روانی خود دست و پنجه نرم می کنید، ممکن است یک روانشناس بالینی بهترین گزینه باشد. تخصص آنها در تشخیص و درمان انواع اختلالات سلامت روانی، عاطفی و رفتاری می تواند در ایجاد تغییرات مثبت در زندگی شما که اثرات مثبتی بر سلامت روان شما دارد، بسیار مفید باشد.
در نهایت ممکن است متوجه شوید که در برخی موقعیتها، یک عصبروانشناس و روانشناس بالینی مزایای مساوی را برای رسیدگی به سلامت روانی و عاطفی شما فراهم میکنند.
آیا روانشناسان اعصاب بیماران را درمان می کنند؟
اینکه یک عصب روانشناس به درمان بیماران بستگی دارد یا خیر، بستگی به محیط کاری آن ها دارد. به عنوان مثال، عصب روانشناسان بالینی درمانهای مستقیمی را برای بیماران برای اختلالات عصبی شناختی، ناتوانیهای یادگیری و آسیبهای مغزی تروماتیک ارائه میکنند. عصب روانشناسان بالینی مجوز فعالیت توسط ایالتی را دارند که در آن برای ارائه خدمات به مشتریان کار می کنند.
با این حال، یک عصب روانشناس که در یک محیط تحقیقاتی کار می کند، بیماران را درمان نمی کند. در عوض، کار آنها در آزمایشگاه انجام میشود، و اگرچه ممکن است با افراد انسانی تحقیق کنند، اما برای آن افراد درمان نمیکنند. در نتیجه، عصب روانشناسان پژوهش محور معمولاً مجوز ندارند.
آیا روانشناس اعصاب می تواند بیماری روانی را تشخیص دهد؟
عصبروانشناسان میتوانند بیماریهای روانی را تشخیص دهند، اگرچه تخصص تشخیصی آنها عموماً به اختلالات عصبی-شناختی محدود میشود . به عنوان مثال، یک عصبروانشناس ممکن است فردی مبتلا به زوال عقل، ADHD، اوتیسم یا فراموشی را ارزیابی و تشخیص دهد. آنها همچنین ممکن است پارکینسون، بیماری هانتینگتون یا اختلالات یادگیری را تشخیص دهند.
آیا نوروسایکولوژی پزشکی است یا سلامت روان؟
عصب روانشناسی یک حرفه بهداشت روان است. اگرچه آنها ممکن است از نزدیک با متخصصان پزشکی کار کنند، نقش آنها تشخیصی است. آنها نمی توانند دارو تجویز کنند یا اقدامات پزشکی انجام دهند.
آیا روانشناسان اعصاب به دانشکده پزشکی می روند؟
روانشناسان اعصاب به دانشکده پزشکی نمی روند. در عوض، آنها یک برنامه دکتری روانشناسی را با تمرکز عصبی روانشناسی تکمیل می کنند.
نتیجهگیری
عصبروانشناسی و روانشناسی بالینی دو شاخه مهم و متفاوت از روانشناسی هستند که هر کدام بر جنبههای خاصی از سلامت روان و رفتار انسان تمرکز دارند. عصبروانشناسی بیشتر به بررسی ارتباطات بین مغز و رفتار و ارزیابی اختلالات عصبی شناختی میپردازد، در حالی که روانشناسی بالینی به تشخیص و درمان اختلالات روانی، عاطفی و رفتاری تاکید دارد. این دو رشته به طور متقابل مکمل یکدیگر هستند و در بسیاری از موارد، همکاری میان این دو برای ارائه بهترین خدمات به مراجعان ضرورت دارد. انتخاب بین آنها بسته به نیاز فرد، یعنی در صورت نیاز به ارزیابی شناختی یا درمان اختلالات روانی، متفاوت خواهد بود. در نهایت، هر دو رشته نقش حیاتی در بهبود کیفیت زندگی مردم دارند و نیاز به تخصص آنها در شرایط مختلف احساس میشود.