احساس گناه، غم، ترس، نگرانی از به دنیا آوردن فرزند. اضطراب زیستمحیطی رو به افزایش است. در اینجا به کارهایی که پزشکان و مربیان پزشکی میتوانند – و باید – برای کمک به این افراد انجام دهند، اشاره میکنیم.
جوانان اغلب از تهدیدی که تخریب محیط زیست برای چشمانداز ساختن خانههای امن و معیشت آنها ایجاد میکند، عصبانی هستند.
بسیاری از والدین باردار شبها بیدار میمانند و نگران سوالاتی از این قبیل هستند که آیا فرزندانشان هوای پاک برای تنفس خواهند داشت یا خیر.

برخی از مردم با اندوه میپرسند که آیا اصلاً از نظر اخلاقی درست است که کودکان را به جهانی که توسط تغییرات اقلیمی ویران شده است، بیاوریم؟
همه این احساسات عمیقاً ناراحتکننده، که معمولاً تحت عنوان «اضطراب اقلیمی» قرار میگیرند، در حال تبدیل شدن به یک مشکل اساسی هستند.
در یک نظرسنجی مهم در سال ۲۰۲۱ از ۱۰،۰۰۰ جوان ۱۶ تا ۲۵ ساله از ۱۰ کشور، تقریباً ۶۰٪ اظهار داشتند که بحران اقلیمی آنها را «بسیار نگران» یا «به شدت نگران» کرده است.
بیش از نیمی از آنها گزارش دادند که احساس میکنند «بشریت محکوم به فنا است». و تقریباً نیمی گفتند که این احساسات نگرانکننده بر عملکرد روزانه آنها تأثیر گذاشته است.
ممکن است وسوسه شویم که اضطراب اقلیمی را به عنوان یک نتیجه موجه و تقریباً مورد انتظار از زندگی در چیزی که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، به طرز چشمگیری آن را «عصر جوشش جهانی» نامیده است، نادیده بگیریم .
وقتی چنین تهدید وجودی از راه میرسد، پریشانی به عنوان یک واکنش روانی ظاهر میشود، بسیار شبیه به واکنشهای بقای اجداد ماقبل تاریخ ما در مواجهه با خطرات جسمی شایع.
اما وقتی چنین واکنشهایی عملکرد را مختل میکنند یا باعث ناامیدی مداوم میشوند، نمیتوانیم آنها را دستکم بگیریم، به خصوص با توجه به گزارشهای خبری مبنی بر اینکه تعداد فزایندهای از مردم برای اضطراب اقلیمی به دنبال کمک هستند.
جوانان و افراد دارای مشکلات سلامت روان و همچنین افراد در جوامع رنگینپوست – که اغلب با بیشترین آسیب از تأثیرات اقلیمی مواجه هستند – به ویژه آسیبپذیر هستند .
با توجه به پریشانی فزاینده، پزشکان فعلی و آینده تعهد اخلاقی دارند که دانش خود را در مورد اضطراب اقلیمی و بهترین روش برای کمک به بیمارانی که با آن دست و پنجه نرم میکنند، گسترش دهند.

کمک به بیماران نیازمند
احساسات پیچیده در مورد تغییرات اقلیمی میتواند به طرق مختلفی بروز کند.
یک هواشناس ممکن است وقتی کارش تمام چیزهایی را که کره زمین در معرض از دست دادن است آشکار میکند، غرق در غم و اندوه شود.
یک دانشجوی دانشگاه که علوم محیط زیست را دنبال میکند، ممکن است از بیفایده بودن ظاهری مطالعات خود احساس ناامیدی کند.
اضطراب آب و هوایی میتواند اختلال خوردن را تشدید کند، همانطور که برای یک زن جوان اتفاق افتاد که احساس کرد مجبور است با حذف تمام غذاهای کربنزا از رژیم غذایی خود، به مقابله با بحران زیستمحیطی کمک کند .
صرف نظر از اینکه اضطراب آب و هوایی چگونه بروز میکند، ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی – چه ارائه دهندگان مراقبتهای اولیه و چه درمانگران – باید به بیماران کمک کنند تا احساس کنند میتوانند تجربیات مرتبط با آب و هوا را بدون قضاوت بیان کنند و احساس کنند که در ایجاد برنامهای برای مقابله با این احساسات توانمند هستند.
چندین گزینه مؤثر برای ایجاد برنامهای برای مقابله با اضطراب اقلیمی وجود دارد.
رفتارهای جمعی به کاهش بار شناختی و عاطفی اضطراب اقلیمی کمک میکند. در اصل، تجمیع تلاشها برای مقابله با تغییرات اقلیمی به مبارزه با حس ناامیدی کمک میکند.
یکی از این گزینهها « همه ما میتوانیم حلقهها را نجات دهیم» است که مردم را برای خواندن کتابی با همین نام گرد هم میآورد که اقدامات اقلیمی را شرح میدهد و در عین حال احساسات دشوار مرتبط با اقلیم را نیز بررسی میکند.
اشتراکگذاری همدلانه به خودی خود میتواند یک نیروی ترمیمکننده باشد. یکی از مکانهای چنین گفتگوهایی، کافههای اقلیمی است – انجمنهای مجازی یا حضوری حمایتی برای باز کردن احساسات اقلیمی.
اگرچه این جلسات درمانی نیستند، اما گاهی اوقات توسط درمانگرانی برگزار میشوند که آموزشهای خاصی در مورد اضطراب اقلیمی دیدهاند.
اتحاد روانشناسی اقلیمی فرصتهای آموزشی متعددی، از جمله در مورد نحوه تسهیل کافههای اقلیمی، ارائه میدهد.
تربیت نسل آینده
کافی نیست که فقط پزشکان امروزی از این ابزارها آگاه باشند. از آنجایی که تغییرات اقلیمی الگوهای آب و هوایی شدید را تشدید میکند، پزشکان آینده ممکن است به طور فزایندهای وظیفه داشته باشند که به بیماران در مورد چگونگی محافظت از سلامت روان خود مشاوره دهند.
در همین راستا، با تمرکز بر آگاهی از تغییرات اقلیمی دانشگاه ها باید دوره اجباری «مبانی مراقبت از بیمار، ارتباط بین تغییرات اقلیمی و سلامت روان را در کنار مهارتهای بالینی، علوم زیستپزشکی و سایر محتوای اصلی پوشش دهند.
این ادغام یکپارچه، اضطراب اقلیمی را به عنوان یک نگرانی بالینی معتبر، شبیه به درد شکم یا سردرد، تقویت میکند و میتواند به ارائهدهندگان خدمات درمانی آینده کمک کند تا آن را در مراحل اولیه شناسایی کنند.
از دیگر استراتژیهای آموزش اضطراب آب و هوایی میتوان به ارائه سمینارهای سراسری در سطح دانشگاه اشاره کرد که دانشجویان پزشکی و دانشجویان رشتههای مختلف را برای یادگیری بین رشتهای گرد هم میآورد.
دورههایی مانند « تأثیر تغییرات اقلیمی بر سلامت انسان» و «مقابله با احساسات در علوم آب و هوایی» اطلاعات علمی، سیاستگذاری و سلامت را در کنار فرصتهایی برای به اشتراک گذاشتن نگرانیهای شخصی و توسعه ابزارهایی برای مقابله با این احساسات، چه به صورت فردی و چه در قالب گروه، ارائه میدهند.
استدلال شده است که مربیانی که در مورد تغییرات اقلیمی تدریس میکنند، باید با اذعان به واکنشهای احتمالی شدید به آن، تجربه یادگیری دانشآموزان را غنیتر کنند.
با توجه به اینکه احساسات مشابهی میتوانند در زمینه یادگیری در مورد تأثیرات تغییرات اقلیمی بر سلامت ایجاد شوند، این رویکرد به طور فزایندهای برای پزشکان آینده نیز مرتبط است.
از دیگر نوآوریهای آموزشی میتوان به آمادهسازی رزیدنتها و فلوهای پزشکی اشاره کرد. همکاری بین مرکز نوآوری در سلامت جهانی، مجموعهای از مطالعات موردی آموزشی ، از جمله موردی با عنوان « اضطراب اقلیمی و اضطراب زیستمحیطی» را توسعه داده است که برای کارآموزان بالینی طراحی شده است.
این مطالعات موردی، اهداف یادگیری جامع و شایستگیهای بالینی مانند توانایی تمایز قائل شدن بین طیف طبیعی پاسخهای عاطفی به محیط در حال تغییر ما و ارائههای بالینی مهم را پوشش میدهند.
این مطالب که به صورت رایگان قابل دانلود هستند، به راحتی میتوانند با برنامههای آموزشی در سراسر کشور تطبیق داده شوند.
یک چالش و یک فرصت
بخشی از کار شامل قابل مشاهده نگه داشتن این موضوع است، زیرا دردناک است و گاهی اوقات اجتناب از مواجهه مستقیم با آن آسانتر است.
اگر بخشی از ناتوانی ما در مقابله با ریشههای بحران آب و هوا مربوط به امتناع ما از پذیرش احساساتمان باشد، چه؟ در جامعه ما، باید وانمود کنیم که همه چیز خوب است، به آن چیزهای ترسناک آن طرف نگاه نکنید، بیایید برای صبحانه برویم. به بالا نگاه نکنید.”
پدیده اضطراب اقلیمی میتواند واقعاً ترسناک به نظر برسد. اما همچنین فرصتی معنادار را برای ما آشکار میکند تا سرزندهترین، متصلترین و انعطافپذیرترین خودمان باشیم، عمق واقعی احساساتمان را بپذیریم و دیگران را نیز به انجام همین کار ترغیب کنیم.
در این دوران که تهدیدهای فزایندهای از جانب بحران اقلیمی متوجه سلامت عمومی است، جامعه پزشکی فرصتی بینظیر برای استفاده از صدای مورد اعتماد خود برای ایجاد تغییرات قدرتمند دارد. بیایید مطمئن شویم که این کار را انجام میدهیم.






